حسن مرسلوند

61

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )

سميتقو ، اسماعيل اسماعيل آقا سميتقو فرزند محمد آقا و برادر كوچكتر جعفر آقا شكاك بود . جعفر آقا شكاك كه برادر بزرگتر اسماعيل آقا بود ، رياست يكى از ايلهاى اصيل ايرانى نژاد كرد را به عهده داشت . جعفر آقا در سالهاى قبل از كودتاى سوم اسفند 1299 و در دوران ضعف حكومتهاى مركزى ، به تقليد رؤساى اغلب ايلها و عشاير ، به شرارت و راهزنى مشغول بود . از آن جايى كه والى وقت آذربايجان ، نظام السلطنه ، نمىتوانست با اعزام قوا و زدوخورد از كارهاى او جلوگيرى كند ، تدبيرى انديشيد ؛ پيغامهاى گرم و دوستانه و وعده‌هاى دل‌فريب به جعفر آقا داد و قرآنى براى او مهر كرد و فرستاد و به او تأمين داد تا براى انجام مذاكره به تبريز بيايد . جعفر آقا دعوت را پذيرفت و روانهء تبريز شد . والى قبلا در بالاخانه‌هاى تالارى كه قرار بود ملاقات و مذاكره در آنجا انجام شود ، چند تيرانداز ماهر پنهان كرد و آنها پس از نيم ساعتى كه گفتگوها شروع شده بود ، همين‌كه والى به بهانه‌اى از تالار خارج شد ، جعفر آقا و همراهان او را به گلوله بستند و همه را كشتند . براثر اين واقعه رياست ايل به اسماعيل آقا سميتقو برادر كوچكتر جعفر آقا رسيد كه هم جوان‌تر و هم دليرتر و با تدبيرتر از جعفر آقا بود . پس از اين واقعه ، قرآن ممهور به مهر نظام السلطنه را رؤساى شكاك نزد سلطان عبد الحميد ، پادشاه عثمانى بردند و در نتيجه فتنهء شيخ عبيد الله پيش آمد و از همان موقع طايفهء شكاك در صداقت اولياى امور مشكوك شدند و بناى ياغيگرى را گذاشتند .